تبليغاتX
graphic

graphic

graphic


دومين نمايشگاه سالانه‌ي تايپوگرافي پوستر اسماء‌الحسني برگزار مي‌شود
دومين نمايشگاه سالانه‌ي حروف نگاري (تايپوگرافي) پوستر اسماء‌الحسني 22 مهرماه سال جاري در خانه‌ي هنرمندان ايران، برگزار مي‌شود.
به گزارش سایت خبری خانه‌ی هنرمندان ایران،اين نمايشگاه سالانه با دبيري سيدحميد شريفي‌آل‌هاشم در بخش اصلي شامل؛ مسابقه با موضوع اسماء‌الحسني و در بخش جنبي دربرگيرنده‌ي مجموعه‌اي از آثار سيدمحمد احصايي با موضوع بسم‌الله است.
رضا عابديني، سيدحسن موسي‌زاده، سيدعلي ميرفتاح، مصطفي ندرلو و علي وزيريان هيات انتخاب اين نمايشگاه را تشكيل مي‌دهد.
همچنين سيدمحمد احصايي، صداقت جباري، عبدالمجيد حسيني‌راد، رضا عابديني، سيدعلي ميرفتاح، مصطفي ندرلو و علي وزيريان نيز اعضاي هيات داوري دومين نمايشگاه سالانه‌ي تايپوگرافي پوستر اسماء الحسني هستند.
طبق اين خبر، قرار است به نفرات اول تا سوم به ترتيب 10، 7 و 5 سكه‌ي بهار آزادي، همراه با ديپلم افتخار اعطا شود. طبق اعلام برگزاركنندگان اين نمايشگاه، همه‌ي آثار پذيرفته شده در كتاب نمايشگاه چاپ مي‌شوند.
لازم به ذكر است، ‌شركت‌كنندگان در اين نمايشگاه از 8 تا 13 مهرماه فرصت دارند تا حداكثر پنج اثر با موضوع يادشده را به‌ دبيرخانه‌ي موقت نمايشگاه سالانه‌ي اسما‌ءالحسني، در حوزه‌ي هنري، واقع در خيابان حافظ، نبش خيابان سميه، جنب نگارخانه‌ي چليپا، تحويل دهند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 9:58  توسط noric  | 

جشنواره تجربي هنرهاي تجسمي

 

به گزارش سرويس تجسمي پايگاه خبري هنر ايران جشنواره تجربي هنرهاي تجسمي  در پنج رشته نقاشی ،.تصویر سازی ، پوستر، خوشنویسی و کاریکاتور، برگزار خواهد شد . علاقمندان مي توانند با توجه به مقررات وشرایط نمایشگاه آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال نمایند.

در این فراخوان آمده است:

مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری با همکاری سازمانها و نهادهای فرهنگی و با عنایت به سال پیامبر اعظم(ص)در نظر دارد سومین جشنواره تجربی هنرهای ایران اسلامی را با اهداف زیر بر گزار نماید:

معرفی استعدادهای جوان، ایجاد خلاقیت و جستجوگری در ذهن جوانان هنرمند، مشارکت جوانان در

فرهنگ سازی جامعه به عنوان یکی از مولفه های کارآمد، بستر سازی برای فعالیت دانش آموختگان و

فارغ تحصیلان هنر و بر پایی نمایشگاه از اثار منتخب.

 

نقاشی در دو بخش

۱- نیایش

۲- آزاد

قطع آثار: حداقل یک ضلع ۵۰ و حداکثر یک ضلع ۱۵۰ سانتی متر

 

پوستر در دو بخش

۱-  صلح

۲- سیمای اسلام در جهان معاصر

قطع آثار:۷۰×۵۰  

 

 تصویرسازی در دو بخش

۱- قصه قرآنی حضرت موسی (ع)

۲- خوان هفتم از داستان شاهنامه (کشتن دیو سپید)

قطع آثار:۴۵×۳۵سانتی متر و یا ۴۰×۴۰سانتی متر

 

خوشنویسی در دو بخش

۱- صلوات(سبک نگارش آزاد)

۲- اشعار بزرگان ادب پارسی در مدح پیامبر اسلام(ص)

(نستعلیق ویا شکسته نستعلیق)

قطع آثار:A۳

 

کاریکاتور  در دو بخش

۱- فرهنگ شهروندی

۲- آزاد

قطع آثار:A۴و A۳

 

تذکرات و شرایط جشنواره:

۱- استفاده از تکنیک رایانه در بخش بوستر وکاریکاتور بلا مانع است

(شرکت کنندگان فایل رایانه ای را همراه با اثر به دبیرخانه تحویل نمایند).

۲- کلیه آثار بدون قاب و حاشیه به دبیرخانه ارسال شود.

۳- هر شرکت کننده مجاز است حداکثر ۳ اثر در هر رشته به دبیرخانه ارسال نماید.

۴- علاقه مندان میتوانند در تمامی رشته های اعلام شده شرکت نمایند.

۵- حداقل سن متقاضیان ۱۷سال و حد اکثر ۳۰ سال میباشد.

۶- ارایه کارت شناسایی معتبر برای برگزیدگان در بخشهای مختلف نمایشگاه ضروری است

۷- کلیه آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره هنر جوان در هر رشته، توسط هیاتی از کارشناسان بررسی شده و برای شرکت در نمایشگاه انتخاب می شوند .

۸- آثار راه یافته به نمایشگاه در هر رشته توسط هیات داوران متشکل ار کارشناسان و استادان هنرهای تجسمی مورد قضاوت قرار گرفته و آثار برتر،برگزیده و معرفی خواهند شد.

۹- هیات داوران از بررسی آثار کپی خودداری کرده و وجه امتیاز را علاوه بر دانش تجسمی بر خلاقیت و نوآوری و فکر اثر در نظر میگیرد.

۱۰- کلیه آثار راه یافته به نمایشگاه، در مجموعه ای چاپ و تکثیر می شود.

۱۱- به کسانی که آثارشان به نمایشگاه راه یابد گواهی شرکت و کتاب نمایشگاه اهداء میگردد.

۱۲- دبیر خانه جشنواره حق هر گونه استفاده تبلیغاتی و انتشاراتی آثار ارسالی را دارد.

۱۳- تصمیم گیری در موارد پیش بینی نشده و شرایط خواص به عهده برگزار کننده است.

۱۴- هنرمندان شهرستانی جهت اطلاعات بیشتر به حوزه هنری استان مراجعه نمایند.

زمان ارسال آثار:۲۰ شهریور تا۱۰ مهر ۸۵

 

جوایز:

درهر بخش ازهررشته علاوه بر دیپلم افتخار و کتاب نمایشگاه جوایز زیر اهدا میگردد:

۱- نفر اول ۵ سکه بهار آزادی

۲- نفر دوم ۴ سکه بهار آزادی

۳- نفر سوم۳سکه بهار آزادی

به یک نفر در هر رشته که اثر یاآثارش دارای ویژگیهای برتر باشد، جایزه ویژه ای شامل ۷ سکه بهار آزادی اهدا میشود .

 

آدرس: تهران- خیابان حافظ – خیابان رشت کوچه جمشید جم-پلاک۷۲

کد پستی : ۷۵۹۱۸۱۹۱۱ تلفن :۶۶۴۱۲۳۸۰

 

برگزار کنندگان:

مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری

دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

موزه هنرهای معاصر تهران

موسسه توسعه هنرهای تجسمی

فرهنگستان هنر

مرکز فرهنگی هنری صبا

سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران

شبکه سوم سیما

شبکه دوم سیما

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 9:57  توسط noric  | 

اولين جشنواره ملي هنرهاي تجسمي

در بخشهاي نقاشي ، پوستر ، عكس ،
كاريكاتور ، تصويرسازي ،
طرحهاي حجمي ، انيميشن ، تايپوگرافي

 

به گزارش سرويس تجسمي پايگاه خبري هنر ايران اولين جشنواره ملي هنرهاي تجسمي مقاومت به همت انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس درآذر ماه 1385 برگزار مي گردد. متن فراخوان اين جشنواره به شرح زير مي باشد:

بسمه تعالی
انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس با همكاري نهادها و مراكز فرهنـگي _هنـري در نظر دارد جشنـواره هنرهاي تجسمي مقاومت را به صورت دوره اي برگزار نمايد. بنابه گزارش روابط عمومي وامور بين المـلل انجمـن هنرهاي تجسمي انقلاب ودفاع مقدس، اين جشنواره يكسال در ميان،به دو صورت ملي و بين المللي برگزار خواهد شد. نخسـتين دوره ملـي اين جشـنواره درآذر مـاه سال 1385واوليـن دوره بين المـللي آن در پاييز 1386 در تهـران برگـزار مي شود. ايجاد زمينه مناسب براي نمايش آثار تجسمي با موضوع مقاومت و پايداري ،تأكيد بر عنصر مقاومت وپايداري در هنرهاي معاصر ،جمع آوري و نقد آثار تجسمي كه با موضوع مقاومت و پايداري خلق شده اند ،ايجادزمينه هاي تعامل وگفتگو میان هنرمندان عدالتخواه،آزاد انديش، خلاق و متعهد در عرصه هنرهاي تجسمي در جهـان، وهمچنين ايجاد زمينه مناسب براي تشكيل موزه جامع هنر مقاومت از جمله اهداف برگزاري اين جشنواره ذكر شده است. هنرمـندان فعال در عرصـه هنـرهاي تجسـمي معاصـر كشور مي توانند براي اطلاع از شرایط ومقـررات هر بخش از نخستين جشنواره ملي هنرهاي تجسمي مقاومت،به پايگاه اينترنتـي آن به آدرسwww.resistart.ir مراجعه كنند.

 

محل برگزاری: موزه هنرهاي معاصر

 

انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب ودفاع مقدس بامشاركت موزه هنرهاي معاصرتهران وباهمكاري دانشگاهها،نهادهاوسازمانهاي فرهنگي درنظردارد
اولين جشنواره ملي هنرهاي تجسمي مقاومت را درآذر ماه 1385 برگزارنمايند.
دراين جشنواره که باحضور گسترده هنرمندان معاصرايران برگزارخواهد شد.
جلوه هاي گوناگون مقاومت درآيينه هنرهاي تجسمي امروزايران به نمايش درخواهدآمد.
بدينوسيله ازكليه هنرمندان علاقه منددرخواست مي شودآثارخودرابا توجه به شرايط و مقررات زيرجهت شركت درجشنواره ارسال نمايند.
برگزار كننده: انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب ودفاع مقدس
هدف از برگزاري جشنواره
_ نمايش آثارتجسمي باموضوع مقاومت وپايداري
_
تأكيدبرعنصر مقاومت وپايداري درهنرهاي معاصر،متعهدوبيدارگر
_
بررسي،نقدوتجزيه وتحليل جلوه هاي مقاومت درآيينه هنرهاي تجسمي امروزايران
_
ايجادزمينه هاي تعامل وگفتگوميان هنرمندان خلاق وفعال درعرصه هنرهاي تجسمي ايران
_
ايجادزمينه مناسب براي تشكيل موزه هنرمقاومت
آخرين مهلت ارسال تصاويرآثار: 25 شهريور ماه 1385
درصورت پذيرفته شدن تصويرارسال هراثرتوسط هيأت انتخاب به هنرمنداطلاع داده خواهدشد.
زمان برگزاري جشنواره: آذرماه 1385
مكان برگزاري جشنواره : موزه هنرهاي معاصرتهران
بخشهاي هنري جشنواره
نخستين دفترجشنواره ملي هنرهاي تجسمي مقاومت درپاييز 1385،در 8 بخش گشوده خواهدشد:
نقاشي- پوستر- عكس- كاريكاتور- تصوير سازي- طرحهاي حجمي- تايپوگرافي- انیمشن
شوراي سياست گذاري وهيئت علمي : بهروز اثباتي، محمدعلي بني اسدي،كوروش پارسانژاد،سيدمسعود شجاعي طباطبايي،طاهر شيخ الحكمايي،حبيب ا... صادقي،غلامعلي طاهري،رضاعابديني،عليرضا عاقل زاده،مهردادكشتي آرا، عليرضا گلپايگاني،مصطفي گودرزي،سيدعباس مير هاشمي.
ديبر بخش نقاشي: غلامعلي طاهري
دبير بخش پوستر:كوروش پارسانژاد
دبير بخش عكس: سيد عباس مير هاشمي
دبير بخش كاريكاتور: سيد مسعود شجاعي طباطبايي
دبير بخش تصوير سازي: محمد علي بني اسدي
دبير بخش طرح هاي حجمي: طاهر شيخ الحكمايي
دبير بخش تايپوگرافي: رضا عابديني
دبير بخش انيميشن: عليرضا گلپايگاني
دبير همايش علمي: حبيب ا... صادقي
دبيركل جشنواره: مصطفي گودرزي
شرايط ومقررات

بخش نقاشي
تكنيك : آزاد/ قطع: حداقل ضلع كوچك60 وحداكثر ضلع بزرگ300 سانتي متر/ ارسال تصاوير آثار(عكس مناسب يا فايل دیجیتالی بافرمتCMYK/Tif – درحـداقل A4 باکیفیت300dpi )برای بررسـی وانتخاب اولیه،پیش ازارسـال آثـار ضروری است / حداكثر تعدا د آثار ارسالي:5 اثر
بخش پوستر
ضروري است پوسترهاي ارسالي با فرمت –CMYK/Tifدر قطع حداقل70در50 وحداكثر120در80 سانتي متروبا کیفیت حداقل 300dpi تنظيم شده وCD آنها به همراه پرينت رنگي درقطع A4به آدرس دبيرخانه جشنواره ارسال گردد/حداكثرآثارارسالي :5 اثر

بخش عكس
عكسهاي ارسالي مي تواند به صورت چاپ در قطع 20در25 و حداكثر 70در 50 سانتي متر و يا به صورت فايل ديجيتالي با فرمـتCMYK/Tif قابل چـاپ درقطـع 20در30 و باكيـفيـت 300dpi تنظـيم شده و Cd آنها به آدرس دبيـرخانه جشنواره ارسال گردد.
حداكثرتعداد آثارارسالي : 5 اثر/ شناسنامه هرقطعه شامل خالق اثرعنوان اثرو تاريخ ومحل عكاسي همراه آثارارسال شود.
آثار مي تواند به صورت سياه وسفيد يا رنگي ارسال شود.

بخش كاريكاتور
آثار كاريكاتور مي تواند به صورت اصل اثر درقطعه حداقل A4 و حداكثر 40در30 سانتي متر ارسال گردد. درصورتيكه بااستفاده از کامپیوتر اجرا شده باشد،فایل دیجیتالی آن بافرمتCMYK/Tif درقطع حداقل A4 وباکیفیت 300dpi به همراه یک پرینت ازاثركه به امضاي هنرمندرسيده باشدبراي شركت درجشنواره ارسال گردد.
تكنيك كار : آزاد
حداكثرتعدادآثارارسالي :5 اثر

بخش تصوير سازي
تكنيك: آزاد/ قطع:حداكثر 70در50 سانتي متر/ آثار تصويرسازي مي تواندبه دوصـورت اصل اثرارسـال شود. كه اثـربا استفاده ازکامپیوتراجرا شده باشد،فایل دیجیتالی آن بافرمتCMYK/Tif درقطع حداقلA4 وباکیفیت300dpi به همراه یک پرینت که به امضاي هنرمندرسيده باشد براي شركت درجشنواره ارسال گردد / حداكثر تعداد آثار ارسالي:5 اثر
بخش طرحهاي حجمي آثار حجمي تنها در قطعه هاي كوچك (حداقل طول30 وحداكثر طول 60 سانتي متر ) پذيرفته خواهد شد / ارسال تصاوير مناسب آثارحجمی چندزاویه ازهراثربرای بررسی وانتخاب،اولیه پیش ازارسال آثارضروری می باشد
حداکثرتعدادآثارارسالی: 3 اثر

بخش تايپو گرافي
تكنيك :آزاد /قطع : حداكثر ضلع بزرگ 150 سانتي متر / ارسال تصاوير آثار براي بررسي و انتخاب اوليه ،پيش از ارسال آثارضروری است/ تصویرمی تواندبافرمتCMYK/Tif درقطع حدودA4 وباکیفیت300dpi ارسال شود.
حداكثر تعداد آثار ارسالي :5 اثر

بخش انيميشن
ارسال انيميشن درخصوص هريك ازموضوعات مرتبط باجشنواره وباهرتكنيك آزاداست/ فيلم ها براي بررسي وانتخاب اثر پیش ازارسال اثربایدبرروی VHS ارسال شود.
ضروري است به همراه آثار،تصاويروفايلهاي ارسالي، مشخصات هنرمندان (شامل : نام، نام خانوادگي، سال، محل تولد،تحصيلات،آدرس پستي والكترونيكي وشماره تلفن وهمچنين خلاصه اي ازسوابق علمي،هنري وپژوهشي ويك عكس به دبيرخانه جشنواره هنرهاي تجسمي مقاومت ارسال گردد.
تعدادي ازآثارواجدشرايط،پس ازارزيابي تخصصي شوراي علمي جشنواره واعلام موافقت هنرمندان وصاحبان آثار،از سوي انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب ودفاع مقدس خريداري خواهدشد.
جوايز
نفراول درهربخش :
7
سكه بهار آزادي،ديپلم افتخاروتنديس مقاومت
نفردوم درهربخش :
5
سكه بهار آزادي،ديپلم افتخاروتنديس مقاومت
نفرسوم درهربخش :
3
سكه بهار آزادي،ديپلم افتخار و تنديس مقاومت
جايزه ممتاز در هر بخش :
10
سكه بهار آزادي،ديپلم افتخار و تنديس مقاومت
جايزه ويژه براي آثار برگزيده در هر بخش :
دوهفته سفرمطالعاتي به خارج ازكشور،ديپلم افتخاروتنديس مقاوت
به کلیه شرکت کنندگان درجشنواره که آثارشان درنمایشگاه به نمایش درآمده گواهی شرکت تعلق خواهد گرفت.
به برندگان كليه بخشها،انتشارات جشنواره اهداءخواهدشد .
به هنرمنداني كه آثارشان دركتاب چاپ شود،كتاب بخش مربوطه اهداءخواهدشد.
دبيرخانه جشنواره،مجازخواهدبودازتصاويرارسالي درتبليغات فرهنگي جشنواره خوداستفاده نمايد.
حداكثر 45 روزپس ازبرگزاري نمايشگاه،اصل اثرعودت داده خواهدشد.
نشاني دبير خانه: تهران – خيابان ولي عصر – خيابان زرتشت غربي – پلاك 56 – واحد سوم
تلفكس:88978332- 88978331
پايگاه اينترنتي : www.resistart.ir
پست الكترونيكي: info@resistart.ir
براي كسب اطلاعات بيشترواطلاع ازشرايط ومقررات هربخش،به پايگاه اينترنتي ويا دبيرخانه جشنواره مراجعه نماييد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 9:57  توسط noric  | 

پيكاسو






پابلو پيكاسو يكي از پركارترين و بانفوذترين هنرمندان قرن بيستم است. او در نقاشي، مجسمه‌سازي، قلم‌زني، طراحي و سفال‌گري هزاران اثر خلق كرده است. او مكتب كوبيسم را به همراه جرجيس براك(Georges Braque) در ميان نقاشان جا انداخت و فن اختلاط رنگ بر پردة نقاشي را به عالم هنر معرفي كرد.
پيكاسو در بيست‌وپنجم اكتبر سال 1881 در مالاگا، شهري در اسپانيا به دنيا آمد. او فرزند يك نقاش تحصيل كرده به نام جوز روئيزبلنكو (Jose Ruis Blanco) و مارياپيكاسو (Maria Picasso) بود كه از سال 1901 نام خود را به نام خانوادگي مادرش تغيير مي‌دهد. پابلو از همان دوران كودكي به نقاشي علاقه پيدا مي‌كند و از ده سالگي نزد پدرش كه معلم يك آموزشگاه هنري بود. اصول اولية نقاشي را فراگرفت و دوستانش را با كشيدن نقاشي بدون بلند كردن قلم يا نگاه كردن به كاغذ سرگرم مي‌ساخت.
در سال 1895 به همراه خانواده به بارسلونا تغيير مكان دادند و پيكاسو در آنجا در آكادمي هنرهاي عالي به نام لالنجا (La Lonja) به تحصيل مشغول شد. در اوايل كار، ديدار او از مكانها و گروه‌هاي مختلف هنري تا سال 1899 در پيشرفت هنريش بسيار تأثيرگذار بود. در سال 1900 ميلادي اولين نمايشگاه پيكاسو در بارسلونا تشكيل شد. در پاييز همان سال به پاريس رفت تا در آنجا مطالعاتي در ابتداي قرن جديد داشته باشد و در آوريل 1904 در پاريس اقامت كرد و در آنجا به وسيلة آثار امپرسيونيست خود به شهرت رسيد.
پيكاسو زماني كه به كار مشغول نبود، از تنها ماندن خودداري مي‌كرد و به همين دليل در مدت كوتاهي حلقة دوستانش كه شامل گيلائوم آپولنيير(Guillaume Apollinaire)، ماكس جاكب (Max Jacob) و لئواستين (Leo Stein) و همچنين دو دلال بسيار خوب به نام‌هاي آمبوريسه ولارد (Amborise Vollard) و برس‌ول (Berthe Weel) بود، شكل گرفت. در اين زمان خودكشي يكي از دوستانش به روي پابلوي جوان تأثير عميقي گذاشت و تحت چنين شرايطي دست به خلق آثاري زد كه از آن به عنوان دورة آبي (Blue Period) ياد مي‌كنند. در اين دوره بيشتر به ترسيم چهرة آكروبات‌ها، بندبازان، گدايان و هنرمندان مي‌پرداخت و در طول روز در پاريس به تحقيق بر روي شاهكارهايش در لوور (Louvre) و شبها به همراه هنرمندان ديگر در ميكده‌ها مشغول مي‌شد. پابلوپيكاسو در دورة آبي بيشتر رنگ‌هاي تيره را در تابلوهاي نقاشي خود به كار مي‌گرفت. اما پس از مدت كوتاهي اقامت در فرانسه با تغيير ارتباطات، جعبة رنگ او به رنگهاي قرمز و صورتي تغيير پيدا كرد. به همين دليل به اين دوره دوره رز (Roze Period) مي‌گويند. در اين دوران پس از دوستي با برخي از دلالان هنر، شاعر آن زمان ماكس‌جاكب و نويسندة تبعيدي آمريكايي، گرترود استين (Gertrude Stein) و برادرش لئو (Leo) كه اولين حاميان او بودند، سبك او به طور محسوسي عوض شد به طوري‌كه تغييرات دروني او در آثارش نمايان است. و تغيير سبك او از دورة آبي به دورة رز در اثر مهم او به نام لس‌ديموسلس اويگنون (Les Demoiselles Ovignon) نمونه‌اي از آن است. كار پابلوپيكاسو در تابستان سال 1906، وارد مرحلة جديدي شد كه نشان از تأثير هنر يونان شبه جزيرة ايبري و آفريقا بر روي او بود كه به اين ترتيب سبك پرتوكوبيسم (Protocubism) را به وجود آورد كه توسط منتقدين نقاش معاصر مورد توجه قرار نگرفت. در سال 1908 پابلوپيكاسو و نقاش فرانسوي جرجيس‌براك متأثر از قالب امپرسيونيسم فرانسوي سبك جديدي را در كشيدن مناظر به كار بردند كه از نظر چندين منتقد از مكعبهاي كوچكي تشكيل شده است. اين سبك كوبيسم نام گرفت و بعضي از نقاشيهاي اين دو هنرمند در اين زمينه آنقدر به هم شبيه هستند كه تفكيك آنها بسيار مشكل است. سير تكاملي بعدي پابلو در كوبيسم از نگاه تحليلي (11ـ1908) به منظر ساختگي و تركيبي كه آغاز آن در سالهاي 13ـ1912. بود ادامه داشت در اين شيوه رنگ‌هاي نمايش داده شده به صورت صاف و چند تكه، نقش بزرگي را ايفا مي‌كند و بعد از اين سال‌ها پيكاسو همكاري خود را در بالت و توليدات تئاتر و نمايش در سال 1916 آغاز كرد و كمي بعد از آن آثار نقاشي خود را با سبك نئوكلاسيك و نمايش تشبيهي عرضه كرد. اين نقاش بزرگ در سال 1918 با الگا (Olgo)، رقاص بالت ازدواج كرد و در پاريس به زندگي خود ادامه داد و تابستان‌هايش را نيز در كنار ساحل دريا سپري مي‌كرد. از سال 1925 تا 1930 درگير اختلاف عقيده با سوررئاليست‌ها بود و در پاييز سال 1931 علاقمند به مجسمه‌سازي شد و با ايجاد نمايشگاههاي بزرگي در پاريس و زوريخ و انتشار اولين كتابش به شهرت فراواني رسيد.
در سال 1936 جنگ داخلي اسپانيا شروع شد كه تأثير زيادي به روي پيكاسو گذاشت به طوري‌كه تأثير آن را مي‌توان در تابلوي گورنيكا ـ Guernicoـ (1937) ديد. در اين پردة نقاشي بزرگ، بي‌عاطفگي، وحشي‌گري و نوميدي حاصل از جنگ به تصوير كشيده شده است . پابلو اصرار داشت كه اين تابلو تا زماني كه دموكراسي ـ كشور اسپانيا به حالت اول برنگردد به آنجا برده نشود. اين تابلوي نقاشي به عنوان يكي از پرجاذبه‌ترين آثار در موزة‌ مادريد سال 1992 در معرض نمايش قرار گرفت.
حقيقت اين است كه پيكاسو در طول جنگ داخلي اسپانيا، جنگ جهاني اول و دوم كاملاً بي‌طرف بود از جنگيدن با هر طرف يا كشوري مخالفت مي‌كرد. او هرگز در اين مورد توضيحي نداد. شايد اين تصور به وجود آيد كه او انسان صلح‌طلبي بود اما تعدادي از هم عصرانش از جمله براك بر اين باور بودند كه اين بي‌طرفي از بزدلي‌اش ناشي مي‌شد. به عنوان يك شهروند اسپانيايي مقيم پاريس هيچ اجباري براي او نبود كه در مقابل آلمان در جنگ جهاني مبارزه كند و يا در جنگ داخلي اسپانيا، خدمت براي اسپانيايي‌هاي خارج از كشور كاملاً اختياري بود و با وجود اظهار عصبانيت پيكاسو نسبت به فاشيست در آثارش، هرگز در مقابل دشمن دست به اسلحه نبرد. او با وجود كناره‌گيري از جنبش استقلال‌طلبي در ايام جوانيش حمايت كلي خود را از چنين اعمالي بيان مي‌كرد و بعد از جنگ جهاني دوم به گروه كمونيست فرانسه پيوست و حتي در مذاكرة دوستانة بين‌المللي در لهستان نيز شركت كرد اما نقد ادبي گروهي از رئاليستها در مورد پرترة استالين (Stalin) ، علاقة پيكاسو را به امور سياسي كمونيستي سرد كرد.
پيكاسو در سال 1940 به يك گروه مردمي ملحق شد و شمار زيادي از نمايشگاه‌هاي پيكاسو در طول زندگي اين هنرمند در سالهاي بعد از آن برگزار شد كه مهم‌ترين آن‌ها در موزة هنر مدرن نيويورك در سال 1939 و در پاريس در سال 1955 ايجاد شد. در 1961، اين نقاش اسپانيايي‌ با جاكوئيلين‌ركو (Jacqueline Roque) ازدواج كرد و به موگينس (Mougins) نقل مكان كرد. پابلوپيكاسو در آنجا خلق آثار با ارزش خود همانند نقاشي، طراحي،‌ عكس‌هاي چاپي، سفال‌گري و مجمسه‌سازي را تا زمان مرگش يعني هشتم آوريل سال 1973 در موگينس فرانسه ادامه داد. در سال‌هاي هشتاد يا نود سالگي، انرژي هميشگي دوران جوانيش بسيار كمتر شده بود و بيشتر خلوت مي‌گزيد. همسر دوم او جاكوئيلين‌ركو به جز مهمترين ملاقات كنندگانش و دو فرزند پيكاسو، كلاد و پالوما (Claude and Paloma) و دوست نقاش سابقش، فرنكويس‌گيلت (Francoise Gillot) به كس ديگر اجازة ملاقات با او را نمي‌داد. گوشه‌گيري پابلوپيكاسو بعد از عمل جراحي پروستات در سال 1965 بيشتر شد و با اختصاص دادن تمام نيرويش به كار، در كشيدن تابلو جسورتر گشت و از سال 1968 تا سال 1971 سيل عظيم نقاشي‌هايش و صدها قلم‌زني بشقاب مسي در معرض ديد عموم قرار گرفت. اين آثارش در اين زمان توسط بسياري از روياپردازان ناديده گرفته شد به طوريكه داگلاس كوپر (Dauglas Coper)، آثار پاياني او را به عنوان آثار يك پيرمرد عصباني در اتاق مرگ ناميد.
پيكاسو همچنين مجموعه‌اي قابل توجه از آثار ديگر نقاشان معروف هم دورة خود مانند هنري ماتيس (Henri Matisse) را نگهداري مي‌كرد و چون هيچ وصيت‌نامه‌اي در زمان مرگش نبود به عنوان ماليات ايالتي فرانسه، بعضي از آثار و مجموعه‌هاي او به دولت داده شد. اين نقاش و مجسمه‌ساز اسپانيايي با خلق آثارش گام مهمي در هنر مدرن برداشت. او در ابداع و نوآوري سبك‌ها و تكنيك‌هاي نقاشي بي‌نظير بود و استعداد خدادادي او به عنوان يك نقاش و طراح بسيار قابل اهميت است. او در كار كردن با رنگ روغن، آبرنگ، پاستل، زغال چوب، مداد و جوهر بسيار توانا بود و با ايجاد آثاري در مكتب كوبيسم استعداد بي‌نظير خود را به بهترين شكل به كار گرفت و با وجود آموزش محدود علمي (كه تنها يك سال از دورة تحصيلاتي را در آكادمي رويال مادريد به پايان رساند) تلاش هنرمندانه‌اي را در تغيير جهت فكري خود انجام داد. از پابلوپيكاسو به عنوان پركارترين نقاش تاريخ ياد مي‌شود. در حاليكه دوستانش به او توصيه مي‌كردند كه در سن هفتادوهشت سالگي دست از كار بردارد اما او مخالفت مي‌كرد. مرگ او در حالي به وقوع پيوست كه با تعداد زيادي تابلو و آثار ارزشمند، مركب از علائق شخصي و به دور از در نظر گرفتن بازار هنر يك ثروتمند محسوب مي‌شد. و اخيراً در سال 2003 خويشاوندان پيكاسو موزة وقف شده‌اي را در زادگاه پيكاسو يعني مالاگا به نام موسيوپيكاسومالاگا راه انداختند.
پيكاسو دوره‌هاي هنري مختلف را گذراند كه كمترين هنرمندي به چنين تجربة عظيمي دست پيدا مي‌كند. يكي از مهم‌ترين دورة كاري پيكاسو چنان‌كه پيش از اين گفته‌شد، دورة آبي بود. با وجود اينكه تعهدات كاري در فرانسه‌ي اواخر قرن نوزدهم و اوايل هنر قرن بيستم كم‌تر شده بود شايد هيچ هنرمندي به اندازة پيكاسو در تعهد كاري خود، تلخي زندگي را آن‌قدر بزرگ نمايش نداد .اين تلخي منحصراً در دورة آبي (1904ـ1901) به اوج خود رسيد چنان‌كه از مجموعة رنگ‌هاي ماليخوليايي آن دوره با سايه روشن آبي و حاشية تاريك آن بر مي‌آيد بدون شك زندگي در فقر خانوادگي در زمان جواني در سال‌هاي اولية زندگيش در پاريس و برخورد با كارگران و گدايان اطراف خود در كشيدن پرترة شخصيت‌ها با حساسيت و احساس ترحم هر چه بيشتر نسبت به آنها تأثير زيادي گذاشته است. زن اطوكش( Woman Jroning) در پايان دورة آبي با رنگهاي روشن‌تر اما هنوز با طرح غم‌افزاي شامل سفيد و خاكستري تصور اصلي فرسودگي و رنج پيكاسو را نشان مي‌دهد. اگر چه واقعيت اقتصادي و اجتماعي در پاريس آن دوره ريشه كرده بود. رفتار دوستانة اين هنرمند در اين مورد كه با خطوط زاويه‌دار و متقارن، دين هنري خود را با تركيب خطوط امتداد داده شده و ظريف كه با نفوذ به حقايق تجربي مورخ معروف ال‌گركو (El Greco) به آنها رسيده بود، نمايش مي‌داد و پيكاسو در آن‌جا اين موضوع را با حضور تقريباً معنوي و خيالي از آن زن به عنوان مثالي از فقر و بدبختي آن دوره نشان داده است. توجه پيكاسو در مدت كوتاهي از كشيدن نقاشي‌هايي با كناية اجتماعي و مذهبي به سوي تحقيق در فضاي ديگر و خلق آثاري برد كه اوج آن در مكتب كوبيسم به ثمر رسيد. پرترة فرناند با روسري زنانة سياه (Fernande with a black Montilla) اثري در اين مرحلة كاري است. خيالي بودن تصوير با رنگ‌بندي مناسب و ضربه‌هاي قلم موي پرنشاط نشان از معشوقة او فرناند اليور (Fernonde Oliver) مي‌دهد كه روسري به سر كرد، و سمبل هنر اسپانيايي او است. از ايجاد سبك شمايلي از صورت او با مشخصات خلاصه شده‌ مي‌توان افزايش علاقة پيكاسو را در خلاصه كردن ويژگي‌ها و استحكام پيكرتراشي پيشگويي كرد كه اين تأثير را در آثار بعدي او مي‌بينيم.
كوبيسم در سالهاي تعيين كنندة 14ـ1907 به عنوان جديدترين و بانفوذترين سبك هنري قرن بيستم بسيار مورد توجه قرار گرفت و وسعت پيدا كرد. زمان قطعي توسعة آن در طول تابستان 1911 اتفاق افتاد. همان موقعي كه پابلوپيكاسو و جرجيس براك پا به پاي هم به اين سبك نقاشي مي‌كردند. تنگ، كوزه و كاسة ميوه (Carafe, Jug and Fiuit Boul) مراحل اولية اين سبك نقاشي پيكاسو را نشان مي‌دهد. سطوح آن با صراحت به چند قسمت تقسيم شده اما با اين وجود به طور پيچيده‌اي چند تكه نشدند. از نظر شكل و قالب توده‌اي از خيال و وهم را در خود نگهداشته و با وجود اين‌كه از وجه‌ي دراماتيكي آن كاسته شده است، اما قابل چشم‌پوشي نيست . در سير تحولي اين سبك، براك و پيكاسوكوبيسم تحليلي را تقريباً در موضوع اختلال حواس كامل به وجود آوردند كه در بين آثار پيكاسو ارگ‌زن (Accordionist) تركيب گيج كننده‌اي از اين نوع بود. چندي بعد پيكاسو مرگ كوبيسم را با يادگاري زندگي آرام ماندولين و گيتار (Mondolin and Guitar) در طول مهماني شب‌نشيني در پاريس در حضور شركت‌كنندگان كه فرياد مي‌زدند «پيكاسو در ميدان رقابت مرد» اعلام كرد. اين مهماني در آخر شب با يك شورش و آشوب به پايان رسيد و تنها با ورود پليس فرونشانده شد. سري تابلوهاي رنگ‌آميزي شدة بعدي پيكاسو در سبك كوبيسم با تركيبي شجاعانه در شكل‌هاي به هم پيوسته چنين قضاوتي را بي‌اعتبار مي‌كند و در پايان از روش تكنيكي كارش به دفاع مي‌پردازد. اما هنرمند حقيقتاً در پي احياي كشفيات قبلي خود نبود. واضح است كه تصاوير بنياني و نماهاي اشباع شده گواهي به قدرداني او از پيشرفت همزمان در نقاشي سوررئاليست مي‌دهد كه مخصوصاً اين تأثير از آثار آندرماسون (Andre Masson) و خوان ميرو (Joan Miro) برخاسته است.
بعد از نمايش قطعه‌اي از موضوع خاموش‌سازي و كاهش نور در 1911، در سالهاي بعد پيكاسو و براك تصورات ذهني بيش‌تري را در نقاشي‌هاي خود به كار بردند كه معمولاً از محيط هنركده‌ها و كافه‌ها گرفته مي‌شد و بدون كنار گذاشتن شيوه‌هاي كوبيسم تحليلي، شيوة جديدي را توسعه دادند كه به كوبيسم تركيبي از آن نام برده مي‌شد. در اين نوع سبك تركيباتي را با رنگهاي متنوع و به طور وسيع‌تر به وجود آوردند و در تابستان سال 1912، براك اولين مقوايي را كه چسب و گل‌رس و چيزهاي ديگر را به آن مي‌چسبانند ساخت و پيكاسو نيز در تابلوي «پيپ، گيلاس جام و عرق ويوكس» (Pipe, Glass, Bottle of vieux Marc) از همين شيوه پيروي كرد و كدري رنگ‌هاي كارهاي قبلي او از بين رفت و شفاف شد و شفافيت اين مورد با نشان دادن قسمت‌هايي از گيتار در پشت گيلاس نشان داده شده است و نيز مطمئناً فضايي را بين ديوار و صفحة تصوير اشغال مي‌كند و موقعيت‌هاي نسبي در تابلو كاملاً دو معنايي هستند.
از سال 1927 تا سال 1929 پابلوپيكاسو در فعاليت هنري خود از ميان روش‌هاي كاري خود استقلال خود را به طور استادانه‌اي در آثارش به دست آورد و در دنبالة كارهاي گوناگون بهترين مثال موجود، تابلوي كارگاه هنري (The Studio) (28ـ1927) است كه به سبك كوبيسم تركيبي به تصوير كشيده شده است كه به اجراي مقتدر و برجسته تبديل شده است تقابل خطوط با قواعد هندسي مشخص پيكر مجسمه‌هاي آن زمان پيكاسو را تداعي مي‌كند. تصاوير در «كارگاه هنري» مي‌تواند با مجسمة نيم‌تنه در سمت چپ و پرترة تمام قد در سمت راست به شكل ابتكاري بسيار عالي قابل تشخيص باشد او به ميل بينندگان براي اعتقاد به حقيقت اشياي نمايش داده شده تكيه مي‌كند و مجسمة نيم‌تنه در اين تابلو كه سه چشم دارد ممكن است ويژگيهاي شخصيتي پيكاسو را در اثر هنري خود منعكس سازد. مطلبي كه مي‌توان از روي اين تابلوهاي پرارزش فهميد اين است كه اثر متقابل حقيقت و خيال، دغدغة مهمي در تمام طول زندگي پيكاسو بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 11:17  توسط noric  | 

هنريك توماشفسكي طراحي كه هر ضربه قلمش مي‌توانست يك هايكوي ژاپني باشد!
ترجمه: شيرين حكمي

Henryk Tomaszewski

Poster for the 50th anniversary of the Union Internationale de la Marionette, 1978هنريك توماشفسكي Henryk Tomaszewski در سال 1914 در ورشو به دنيا آمد و در تاريخ 11 سپتامبر 2005 از دنيا رفت. او در آكادمي هنرهاي زيباي ورشو به تحصيل نقاشي پرداخت و بعدا ( از سال 1952 تا 1985) در همانجا به تدريس مشغول شد.
او از اعضای اتحاديه بين‌المللي گرافيك (Aliance Graphique International (AGI بود. توماشفسكي که از نخبگان هنر گرافیک به شمار می‌آمد عنوان افتخاری طراح برگزيده صنعتی را نيز از انجمن سلطنتي هنرها در لندن دريافت كرد.

مهمترين جوايز دریافتی او عبارت بودند از:
جايزه نخست دوسالانه بين‌المللي هنرها، سائوپولو، 1963؛
مدال نقره دوسالانه بين‌المللي پوستر، ورشو، 1996؛ مدال طلا 1970؛ مدال‌هاي طلا و نقره 1988؛ مدال برنز 1994؛
دوسالانه بين‌المللي پوستر لهستان، مدال طلاي كاتووايس 1967؛ مدال نقره 1975؛
جايزه بزرگ دوسالانه پوستر لاهتي در سالهاي 1979 1987 و 1989 و جايزه نخست 1979
سه سالانه بين‌المللي پوستر تايوما، مدال برنز 1991؛ مدال نقره 1994 و جايزه عالي ايكوگرادا 1986.

دو مقاله‌ای که می‌خوانید طی چد ماه اخیر و پس از مرگ وی درباره‌اش منتشر شده‌اند. نخستین مقاله‌ يك هفته پس از مرگ استاد، به قلم يكي از شاگردان وی به نام آندري كليموفسكی در «گاردين» به چاپ رسيد و نوشته‌ی دوم از آندره‌آ ماركز سازنده فيلم‌هاي مستند هنري است كه در تاريخ 18 آوريل 2006 در مجله طراحی به چاپ رسيده است.

هنريك توماشفسكي طراح پوستر آزادانديشي از ورشو كه بر يك نسل تاثير گذاشته است.

The free-thinking poster designer from Warsaw who influenced a generation
Andrzej Klimowski
The Guardian

اگرچه توماشفسكي 91 سال زندگي كرد، اما به طور جاودانه‌ای جوان به نظر می‌رسيد و هرچند به عنوان نقاش از آكادمي هنرهاي زيبا بيرون آمد، اما بزرگترين موقعيت‌هايش را از طراحي پوستر به دست آورد.
آثارش در تمامي دنيا شناخته شده و خودش نيز معلمی همه‌جانبه بود و هست .
علی‌رغم فشارهای ايدئولوژيكي و شرايط كمونيست‌ها پس از جنگ در لهستان، هنر پوستر توانست جولانگاه ايده‌آلي براي هنرمند آزادانديشي چون توماشفسكي باشد. پس از اين كه رآليسم اجتماعي نتوانست در كشور پا بگيرد، موقعيت‌هايی براي گرافيست‌ها ايجاد شد تا پوسترهايی براي تهيه‌كنندگان فيلم و بعدها برای كارگردان‌های تئاتر طراحي كنند.
مردمي كه فقر فرهنگي داشتند، به سرعت جذب جماعت سينماگر شدند و سالن‌هاي تئاتر و سينما مملو از تماشاگراني كنجكاو شده بود و پوسترها به عنوان ابزارهاي فرهنگي براي تبادل اطلاعات عمل مي‌كردند. آن‌ها ضمن اعلام وقايع فرهنگی، اغلب اعتبار هنری آن وقایع را منعكس مي‌كردند و گاه محتواي آن‌ها را با استهزايي ظريف به نقد می‌کشیدند.

طراحی‌هایی غني از استعاره و نمادگرايي و فارغ از محاسبات تجاری

Liberte Egalite Fraterniteطراحان ، فارغ از محاسبات تجاري آزادانه فرم را تجربه مي‌كردند. تصاوير آنها غني از استعاره و نمادگرايي بود و در بسياري از كارها ته‌رنگی قوي از سوررآليسم احساس مي‌شد.
در اين ميان پوسترهاي توماشفسكي جذاب و در عين حال تحريك‌كننده بودند. ساختار فرم‌گرايانه آنها معمولا صريح بود اما با نوعي مهارت و تردستي اجرا شده بودند. تركيب‌بندی‌ها به گونه‌اي بودند كه محتواي اصلي را عيان مي‌كردند و هميشه يك پيام صريح با خود داشتند. اين رويكرد مينيماليستی به طراحي، در جذب عده زيادی از مخاطبان شكست نمي‌خورد.

توماشفسكي در ورشو و در خانواده موسيقيدانی به دنيا آمد كه تاحدودی از پسرشان به عنوان ويولونيست بااستعدادی كه به جاي اين كه به كنسرواتوار موسيقي برود خود را وقف مطالعه‌ی هنر كرده بود، مايوس شده بودند.
توماشفسكی بعد از روز دلسردكننده‌ای كه در دپارتمان آكادمي گرافيك داشت، طرح‌هايش را زير بغل زد و آنجا را به قصد دپارتمان نقاشی ترك كرد. همان‌جا كه بعدها از آن فارغ‌التحصيل شد. وي به سرعت خود را به عنوان هنرمندی پويا با شوخ‌طبعي هجوآميز شناساند و آثارش در مجلات و روزنامه‌ها به چاپ رسيد.

سختي سال‌هاي جنگ به او آموخته بود كه با حداقل ابزار و مفاهيم ساده كار كند: يك قلم‌موي ساده، يك مداد و يك قيچي براي او كافي بود و بقيه كار را به تخيل و تجسم‌اش واگذار مي‌كرد. پس از جنگ محدوده كارش گسترش يافت. كتاب‌ها را تصويرسازي مي‌كرد، صحنه‌هاي تئاتر را طراحي مي‌كرد و بيش از همه به طراحي پوستر مي‌پرداخت.در سال 1952، آكادمي پست تدريس طراحي پوستر را به وي پيشنهاد كرد.
توماشفسكي خود را درگير سياست نكرد و برخلاف بسياري از استادان آكادمي هيچگاه عضو حزب نشد. در سال 1968 در خلال شورش‌هاي دانشجويی در كنار دانشجويان ماند و تنها شهرت و اعتبار چشمگير و محبوبيت‌اش از او محافظت كرد.

Historiaخشكي و سرسختي نظام بوروكراسي كمونيستي او را تحريك مي‌كرد. در 1983 بعداز سركوب «همبستگی»، وقتي كه حكومت نظامي محدوديت‌ها و ممنوعيت‌هاي جدي را به مردم تحميل كرد و از جمله استفاده از علامت پيروزی بود، توماشفسكي با پوستري كه در آن يك پاي بزرگ سبز با يك علامت پيروزي به بيننده سلام مي‌كند، به سانسور دهن‌كجي كرد.

خيابان‌هاي ورشو به مثابه زمين بازي براي توماشفسكي بود و اغلب شهروندان در حال عبور را شگفت‌زده و شوكه مي‌كرد. استفاده و تاکید او بر رنگ‌ها، حسي از زندگي و خوش‌بيني به مناظر شهري تزريق مي‌كرد كه سال‌هاي سال بر اثر ويراني‌هاي ناشي از جنگ و محدوديت‌هاي نظام كمونيستي، خاكستری، بي‌روح و كسالت‌آور بودند.

يكي از روزنامه‌هاي ورشو در يك سري مسابقات ماهيانه از خوانندگان خود دعوت كرده بود كه به پوستر محبوب‌شان راي دهند و هر پوستر جديدي كه از استوديوي توماشفسكی بيرون مي‌آمد، به طرز اجتناب‌ناپذيري جايزه اين رقابت مردمي را از آن خود مي‌كرد. جوايز معتبر بين‌المللي هم به دنبال آن آمدند. مثل جايزه اول دوسالانه سائوپولو و مدال‌هايي از فرانسه، آلمان، فنلاند و ژاپن. تعجبي نيست كه آثار توماشفسكي در ژاپن بسيار شناخته شده و تحسين‌برانگيز است. كشوري كه شعر هايكو و هنر خوشنويسي در فرهنگ آن نقش محوري دارد. همچنان كه طراح گرافيك ژاپني شيگئو فوكودا Shigeo Fukuda اشاره مي‌كند:

" با ديدن آثار توماشفسكي كه براي نخستين بار در مقابل من يك‌جا جمع شده بودند، ناگهان دريافتم كه مفاهيمي حتي بيش از آنچه قبلا دريافته بودم در آنها مستتر است. در هر ضربه قلم‌مويش همان تمركز معنوي وجود دارد كه موردنياز هر خوشنويس ماهر ژاپني است. آنها در پيام‌های خلاصه شده‌شان به راحتی انديشه‌ی ژرف شاعرانه يك هايكوی haiku هفده سيلابی را حمل مي‌كنند و در سادگي كوچك‌شان دنيای نامحدودي را عرضه مي‌كنند."

Festival of Russian Children's Films-1958 11توماشفسكي تا زمان بازنشستگي‌اش از آكادمي در سال 1985، يكي از تاثيرگذارترين استادان دنيا در رشته خودش بود كه نسل‌هاي زيادي از هنرمندان و طراحان گرافيك از شاگردان وي بودند و برخي از آنها از ساير نقاط جهان آمده بودند.
برخي از اعضاي گراپوس Grapus كه يك اتحاديه طراحي فرانسوي بود، عميقا تحت تاثير شيوه تدريس او قرار گرفته بودند و برآن شدند تا دامنه و شيوه كار جديدي را در برخورد با مقوله‌هاي اجتماعي سياسي و محيطي در پيش گيرند و پروسه پوستر سياسي در فرانسه را حياتي دوباره بخشند.

من به عنوان يكي از شاگردان وي، در طول يك سال تحصيلي فقط 4 پوستر ارائه دادم، آن‌هم بعد از اجراي حدود 100 اسكيس. ما طرح‌هايمان را روي زمين جلوي او مي‌چيديم و او برخي را رد مي‌كرد و درباره برخي صحبت مي‌كرد و ما بايد كارهايمان را از نو با ايده‌هاي جديدتري گسترش مي‌داديم. اين روند هفته‌ها و شايد ماه‌ها ادامه مي‌يافت، تا زماني كه سرانجام استاد به ما اجازه مي‌داد كه دست به كار اجراي نهايي شويم و طرح‌ها را اغلب در يك مقياس بسيار بزرگ با يكديگر تلفيق كنيم. حتي در اين مرحله هم ممكن بود توماشفسكي را قيچي به دست ببينيد كه طرحي را كه دانشجو با دقت زياد اجرا كرده، تغيير مي‌دهد.

يك ژاكت پشمي پيچازي، شلوار جين و كلاه كشباف

يكي از پوسترهاي من از تيغه قيچي او نجات يافت و در عوض او بوسه‌اي بر گونه‌ام زد و از اتاق بيرون رفت. دقايقي بعد بازگشت و كنار من نشست و گفت كه مجبور است آنجا را به قصد لندن ترك كند، تا طراح افتخاري انجمن سلطنتي هنرها شود. او مطمئن نبود كه براي چنين مناسبتي چه لباسي بايد بپوشد. من به عنوان آخرين نفري كه بخواهد به او توصيه‌اي بكند، گفتم بهتر است خودش باشد. او از اين ايده استقبال كرد و من بعدا توانستم او را در اتاقي پر از رجال و مقامات با يك ژاكت پشمي پيچازي، شلوار جين و كلاه كشباف ببينم.

Henryk Tomaszewski- movie poster 1952 R.1957

هنريك توماشفسكي: ملاقات با استاد
Henryk Tomaszewski: Meeting the Master
Andrea Marks

Henryk Tomaszewski-movie poster 1947هنريك توماشفسكي شخصيتي كليدی و استاد چندين نسل از هنرمندان و طراحان در لهستان و فراتر از آن بود. با مرگ او در سن 91 سالگي، پرونده يكی از بزرگترين طراحان پوستر در قرن گذشته بسته شد، اما عشق او به هنر و طراحي در ميان آثار بي‌زمان و شاگردان بي‌شمار وي زنده است.

هر از گاهي يك ديدار مي‌تواند لايه‌ی ديگري را به زندگي يك نفر پيوند دهد. اين موقعيت در تابستان 2002 براي من پيش آمد، وقتي كه در لهستان بودم و داشتيم فيلم مستندي به نام «آزادي پشت نرده‌ها» را درباره تاريخ هنر پوستر در لهستان مي‌ساختيم.
من و تيم فيلم‌سازي 10 روز در لهستان بوديم و با يك دوربين كوچك، يك ميكروفن ساده و يك جفت پروژكتور، در اطراف ورشو و كراكف مي‌گشتيم. در اعماق ذهنم بارقه‌اي از اميد داشتم كه ممكن است قادر به ملاقات با توماشفسكي استاد بلامنازع پوستر لهستان شويم.
بسياري از هنرمندان ديگر لهستاني كه ديده بودم همگي مستعد، جالب، بسيار بخشنده و گيرا بودند. اما اين توماشفسكي بود كه چنين جايگاه يگانه‌ای در تاريخ پوستر لهستان داشت.

بارها به من گفته شده بود كه او سلامتي خود را از دست داده و نمي‌تواند هيچ مصاحبه‌اي را بپذيرد. اما ملاقات با توماشفسكي مي‌توانست به عنوان نوعی اعلام موجوديت براي ساير هنرمندان باشد، به مثابه ملاقات با يكي از بزرگترين ستونهايي كه آكادمي هنر ورشو را نگه داشته است.
سرانجام به كمك فيليپ پوگوفسكي پسر توماشفسكي موفق شديم با ترزا پوگوفسكي همسر توماشفسكي تماس بگيريم و طي مكالمه‌اي طولاني بين ترزا و مترجم من ماگدا ايوينسكا، تقاضا كردم كه قبول كند تنها پنج سوال از توماشفسكي بپرسم و لازم بود كه به مغز خود فشار بياورم تا سوالهاي مناسبي بپرسم.
سرانجام موافقت آنها را جلب كرديم و به منزل توماشفسكي دعوت شديم.

پوسترهایی ساده و در عين حال پيچيده و شاعرانه

Henryk Tomaszewski-exhibition poster 1973در حالي كه من به پنج سوالم مجهز بودم، جلوي در با ترزا پوگوفسكي ملاقات كرديم كه به نوبه خود نقاشي شناخته شده و با استعداد بود. واضح بود كه توماشفسكي و همسرش زوجي با روحيه خلاق و پيشگام بوده‌اند. از طراحي مدرن خانه و مبلمان گرفته تا نقاشي‌هاي آبستره و پوسترهايي كه در جاي‌جاي خانه بر ديوارها آويخته شده بودند، به تاريخچه‌اي واقف شدم كه آن ‌دو بخشي از آن بودند.

اكنون من اينجا هستم. نشسته در برابر «استاد» و آماده پرسيدن. اما او گفت كه مي‌خواهد اول او از من سوال‌هايي بپرسد:
كجا زندگي مي‌كنم؟ در كدام مدرسه تحصيل كرده‌ام؟ آيا هنوز در آنجا به دانشجويان طراحي ياد مي‌دهند؟...
آخرين سوال مرا متوجه كرد كه من در مقايسه با روزهاي تدريس او در آكادمي هنرهاي زيباي ورشو، در چه دنياي متفاوتي آموزش ديده بودم. ما از تغيير و تحول در تعليم طراحي صحبت كرديم و من از تفكر او درباره لابراتوارهاي كامپيوتري كه دانشجويان اغلب از آن استفاده كرده و اغلب با يك صفحه و قلم الكترونيك كار مي‌كردند متعجب شدم.

در برابر اولين و آخرين سوالي كه او را وادار كرد تا تمامي تاريخچه پوستر لهستان را برايم تعريف كند، پنج سوالي كه آماده كرده بودم هيچ نبود و از آنجا كه فضا محدود است فقط مي‌توانم برخي از انديشه‌هايش را نقل كنم:

پوسترهاي توماشفسكي ساده و در عين حال پيچيده، معمولي و با اين حال شاعرانه بودند.
به نظر مي‌رسد كه خطوط در پوسترهاي او نشانه‌هايي هستند كه به رقص درآمده‌اند. او در آكادمي هنرهاي زيبا درس خوانده بود و سرسختانه معتقد بود كه به همان اندازه كه لاتين ريشه بسياري از زبان‌هاي ديگر است، هنرهاي زيبا هم پايه طراحي پوستر است.
به نظر او طراح گرافيك لازم است كه بتواند به خوبي ترسيم و نقاشي كند و نقاشي و طراحي خاكي است كه هر هنر ديگري مي‌تواند در آن رشد كند. توماشفسكي به من گفت كه در زبان لهستاني واژه هنرهاي زيبا كمي شبيه به واژه باله به گوش مي‌رسد و پس از آن من به پوسترهايش با ديد متفاوتي نگاه مي‌كردم.
توماشفسكي در سن 32 سالگي تلفني از يك آژانس فيلم لهستاني داشت كه از او مي‌خواستند براي فيلم‌هاي آمريكايي پوسترهايي طراحي كند. او پس از آن كه تصريح كرد كه او و همكارانش مجبور نيستند پوسترهايي شبيه به آثار آمريكايي‌ها، ژاپني‌ها، روس‌ها و يا سويسي‌ها خلق كنند، درخواست‌شان را پذيرفت.

ديگ جوشاني از ادراك و تفسيرهاي متفاوت از پوسترها

Henryk Tomaszwski-theater 1964توماشفسكي مي‌خواست به شيوه زبان بصري خودش آثاري خلق كند كه جوهره هر فيلم را با استفاده از كمترين عناصر بيابد و تمايل داشت نقاشي‌هايش روي پوسترها مردم را ترغيب به ديدن فيلم‌ها كند و همچنان صريح مي‌گفت كه براي به فروش رساندن فيلم‌ها نيازي به استفاده از تصاوير ستارگان سينما نيست. لهستاني‌ها تشنه ديدن فيلم‌هايي بودند كه در ساير نقاط جهان ديده شده بود و بدون توجه به اينكه كدام بازيگران در آن ايفاي نقش مي‌كنند، به بسياري از مراكز نمايش فيلم هجوم مي‌آوردند.
يكي از ناهماهنگي‌هاي مجذوب‌كننده پوستر در لهستان اين بود كه هنرمندان پوسترساز لهستاني به شيوه‌اي ابداعي و بسيار هوشمندانه محدوديت‌هايشان را به آزادي عمل تبديل مي‌كردند.

همچنان كه توماشفسكي اين تاريخچه را بازگو مي‌كرد سوال برنامه‌ريزي شده من درباره درك عمومي از پوسترها چه از لحاظ بصري و چه با نگاه روشنفكرانه، پاسخ داده مي‌شد.
او توضيح داد كه در خلال جنگ دوم جهاني 80% ورشو تخريب شده بود و به همين دليل كيلومترها حصار در اطراف خرابه‌ها كشيده شد. به اين ترتيب يك گالري طبيعي براي پوسترها مهيا شد.
توماشفسكي خاطرنشان كرد كه مقامات از اين كه پوسترهاي جديد در سراسر ورشو روي نرده‌ها چسبانده شوند، چندان خشنود نبودند و ادعا مي‌كردند كه اكثريت مردم قادر به درك چنين پوسترهايي نيستند. آنها مي‌خواستند كه هنرمندان راه حل‌هاي بصري صريح و ساده ارائه دهند. توماشفسكي مطمئنا از اين كه پوسترهايش از طرف عامه مردم به شيوه‌هاي بسيار متفاوتي درك و دريافت مي‌شود، آگاه بود. به عبارتي ديگر ديگ جوشاني از ادراك و تفسيرهاي بسيار متفاوتي از پوسترها وجود داشت.

توماشفسكي مرا با حكايت آخر ترك كرد. او توضيح داد كه در لهستان به كمك نقشي كه پوسترها براي اطلاع‌رساني درباره فيلم‌ها دارند، سينما از روستايي به روستاي ديگر سفر كرده است. در اين دوره كاغذ ناياب بود و پول كمي هم براي پوسترها پرداخت مي‌شد. با اين كه تجسم آن دشوار است، اما بسياري از پوسترهاي شگفت‌آور سرانجام به شيوه ديگري استفاده مي‌شدند، مثل پيچيدن‌شان دور ماهي‌ها و سبزيجاتي كه در فروشگاه‌ها فروخته مي‌شدند. هرچند در وهله اول اين داستان سرگرم‌كننده است، اما روشن مي‌كند كه چه موقعيت دشواري آن روزها در لهستان و بسياري از كشورهاي اروپايي ديگر حكمفرما بوده است.
توماشفسكي مصاحبه را با عذرخواهي از پاسخ طولانی‌اش به اولين سوال من به پايان برد، بدون اين كه متوجه شود كه در اين تنها پاسخ او، من پاسخ تمامي سوالاتم و حتي بيش از آن را به دست آوردم. آن بعدازظهر در حالي آنجا را ترك كردم كه احساس مي‌كردم كه به راستي به ملاقات يك «استاد» رفته‌ام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 11:10  توسط noric  | 

 

 

جلوه های بصری حروف

علی وزیریان 

سابقه استفاده ازحروف ونوشتاربه مثابه یک عنصرمستقل تصویری درطراحی گرافیک به چند دهه قبل بازمی گردد .

 پیش از آن کلمات و نوشتار به عنوان یک جزء و عنصری مکمل در کنار تصویر قرار می گرفت . این نوع نگاه جدی به حروف و تایپوگرافی در طراحی گرافیک تقریباً اولین بار در آثار طراح فرانسوی «روبرماسن» در دهه 60میلادی ظاهر و موجب شد تا عرصه مستقل و گسترده ای به عنوان طراحی با حروف در حوزه گرافیک ایجاد شود.

 کتاب «حروف و تصویر» که ویژگی های تصویری الفبا را در دوره های مختلف بررسی می کند ، حاصل پژوهش او در زمینه شکل گیری حروف بود . البته ارائه آثار او محدود به نشریات می شد . پس از او «ولفانگ واینگارت» طراحی بود که اساس نگاه خود را در زمینه گرافیک بر روی تایپو گرافی متمرکز کرد . او نظم مطلق و پالودگی حروف و شکل بکارگیری رایج را در دوره خود مورد سوال قرار داد و با برهم ریختن قوائد متعارف آن روز و ابداعاتش به نوعی از جلوه های بصری حروف دست یافت . با شروع این حرکت در تایپو گرافی طراحان زیادی بخشی از آثار خود را با نگاه به این موج جدید خلق کردند ؛ به عنوان نمونه می توان به پوستر کنسرت اثر « آرمین هافمن» در سال 1969 و آثار«استف گیسبولر» اشاره کرد .

 اما عمده ترین آثاردراین زمینه که به شیوه ای غیرمنتظره و نا متعارف با بکارگیری تجربه های تازه تر وخلق آثاربرجسته ای از جلوه های بصری حروف ، بزرگ نمایی بخش از کلمات ، بکارگیری حروف بصورت معکوس ، استفاده از سطوح رنگی یک دست و وسیع که به جذابیت اثر می افزود ، در آثارطراحانی چون«زیگفرید ادرمات» ، «رزماری تیسی» و «ولفانگ واینگارت» ظاهر شد که آن را «موج نو» نام نهادند و توجه بسیاری از طراحان جوان را به خود جلب کرد .این موج نو وحرکت جدید در گرافیک بین المللی چنان قوت گرفت و مخاطبان خاص و عام خود را پیدا کرد که به عنوان شاخه مستقل پر قدرتی در عرصه گرافیک تثبیت شد .طراحانی چون «آلن فلیچر» با استفاده از نهایت ساده سازی فرم ها و سطوح و بکارگیری کلمات بصورت دست نوشته و حروف تایپی و یاهنرمندی چون «آلن کیچینگ» با استفاده از حروف « سیاه کاپیتال » بصورت رنگین در زمینه های سفید وبا نگاهی دادائیستی و یا «گونتر رمبو» با ایجاد فضاهایی کاملا منظم و هندسی بواسطه تایپوگرافی به حدی که فرم هایی تصویری را تداعی کند موجب استمرارو ماندگاری این حرکت جدید شدند.

 اما اوج این نوع نگاه و سبک و سیاق را می توان در آثار طراحان معاصر این عرصه دنبال کرد آثار طراحانی چون «نویل برودی» ، «دیوید کارسن» ، «پی – اسکات ماکلا» و «دیوید الیس » طراحانی که بواسطه تکنولوژی جدید یعنی کامپیوتر آثار خود را خلق می کنند و بر خلاف آثار قبلی که در نهایت سادگی پدید می آمد ، با پیچیدگی و زیبایی شناسی حیرت انگیز امروز ارائه می شود . در این دسته از آثار اگر چه تایپوگرافی و حروف و کلمات حرف اول را می زنند ، اما رفته رفته عناصر بصری دیگری غیر از حروف در آنها هویدا می شوند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 17:44  توسط noric  | 

هنرمندان نسل اول گرافیک نمی توانند با آثار جوانان ارتباط برقرار کنند

هنرمندان نسل اول گرافیک ایران نمی توانند با آثار گرافیست های جوان ارتباط برقرار کنند و چون گلوگاه هایی که می تواند یک گرافیست را حمایت کند در اختیار هنرمندان نسل اول قرار دارد، این جوانان در حال حاضر نمی توانند عرض اندام کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، رضا عابدینی در افتتاحیه نمایشگاه پوستر "4 گوش" حاضر شده در ارتباط با آثار این نمایشگاه گفت: جسارت زیادی در آثار این هنرمندان جوان دیده می شود که در آثار ما و نسل قبل از ما وجود نداشت.

وی در ادامه گفت: دو ضعف عمده گرافیک ایران یعنی "تایپ" و "دیزاین" در این اثار کمتر به چشم می آید. و در ارتباط با عدم حضور هنرمندن پیشکسوت در نمایشگاه  هنرمندان جوان گفت: شاید احساس می کنند که نمی توانند آثار خوبی در این نمایشگاهها مشاهده کنند.

برنده جایزه اول گرافیک 2004 هنگ کنگ و مکزیک در ارتباط با عدم حضور این سبک از طراحی پوستر در سطح شهر گفت: این فرض فرض اشتباهی است.

این پوسترها مربوط به فعالیتهای خاص هنری است و دلیلی ندارد این سبک از طراحی پوستر را در سطح شهر مشاهده کنیم.

طراح پوستر دوازدهمین جشنواره فیلم فجر با اشاره به حضور دو هنرمند شهرستانی در این نمایشگاه افزود: اتفاق خوب این نمایشگاه این است که دوهنرمند با استعداد شهرستانی نیز در آن حضور دارند. هنرمندانی که چون در شهرستانها فعالیت می کنند چندان به چشم نمی آیند.

رضا عابدینی در پایان افزود: هنرمندان این نسل باید یکدیگر را پیدا کنند و به شکل گروهی یکدیگر را حمایت کنند.

گفتنی است نمایشگاه پوستر تحت عنوان "4 گوش" با موضوع فعالیت های فرهنگی تا 14 آبان ماه برپا می باشد.

علاقمندان می توانند  از ساعت 3 تا 8 بعد ازظهر در گالری طراحان آزاد واقع در میدان فاطمی ، میدان گلها ، میدان سلماس ، پلاک 41 از این نمایشگاه دیدن کنند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 17:43  توسط noric  | 

نوشتار به مثابه تصوير
تاملی برظرفيت های بصري نوشتار درتايپوگرافي

 
 دکترمحمد خزايي
 
 در آثار گرافيكي تصاوير و حروف بار پيام رساني اثر را بر عهده دارند. در بسياري از موارد، پيام نوشتاری با استفاده از حروف و متن به شكلي ارائه مي شود كه القاي فرم(شكل) و تصوير را در اثر مي نمايد. «تايپوگرافي» يا «خط نگاري» و «خط نگاره» اثر گرافيكي است كه حروف و کلمات ، ساختار اصلي آن را تشكيل مي دهد و در واقع كم و كيف تركيب بندي اثر به اعتبار نوشتار و يا حروف شكل مي گيرد .

 در اوايل سده بيستم ميلادي، هنر« گرافيك» با ورود به فضاي جديد تكنولوژي، جهشي را آغاز كرد. در اين عصر، هنر گرافيك ديگر به آن دسته از آثاري كه به صورت تك رنگ و با فرايند چاپ هاي دستي بر روي يك سطح ايجاد مي شد، خلاصه نمي گرديد. «گرافيك» حوزه نوين و گسترده اي شامل پوستر، تايپوگرافي، نشانه ، مصور سازي، صفحه آرايي و ... كه با عملكردهاي خود يك پيام يا اطلاعات خاصي را به صورت بصري ارائه مي‌كنند، اطلاق مي‌گردد. امروز طراح گرافيك مي‌كوشد تا با طراحي يا انتخاب علائم بصری و مجموعة تصاوير، رنگ و نوشتار و دركنار هم قرار دادن آنها ، اثري خلق کند تا پيام مشخصي را به مخاطبين خويش منتقل سازد .

 « تايپوگرافي» همانگونه كه اشاره شد، يكي از جلوه هاي بارز و با قدمت هنر «گرافيك» است. واژه‌ي «تايپوگرافي» در گذشته معادل طراحي حروف و آن دسته از آثار نوشتاري می شد كه با فرايند چاپ و تكثير به صورت تك رنگ حاصل و تقریباً در همین حدود خلاصه مي شد . اما امروز اين واژه شامل آثاری می شود که با استفاده از خط و يا خط و تصوير با رعايت اصول زيبا شناسي، اثري واحدي را ايجاد كند كه بيانگر اطلاعات و يا پيامي باشد . در بسياري از موارد، استفاده از حروف و متن به شكلي ارائه مي گردد كه القاي فرم(شكل) و تصوير را در اثر مي نمايد. طراحان در آثار خود با بزرگ نمايي، فشردگي و چيدن حروف در كنار هم، و گاهي تنها با دخل و تصرف در فيزيك حروف، ارتباط عميقي با موضوع به وجود مي آورند .

 در دهه‌هاي اخير در تلاشي ديگر هنرمندان گرافيك سعي در تقويت ويژگي بصري حروف و نزديك كردن نوشتار به وجه تصويري، چه به صورت مفهومي كه مخاطب بتواند بار معنايي آن را به راحتي درك كند و يا بصورت تصوير انتزايي كه بتواند نظر مخاطب به وسيله‌ي فرم، رنگ و .... جلب كند. اين نوعِ نگارش در قلمرو «تايپوگرافي» در اندك زماني، حوزه محدود «تايپوگرافي» سنتي را در هنر گرافيك ـ به ويژه در مغرب زمين، گسترش غير قابل تصوري را به خود اختصاص داد . با اين حركت و جهش سريع، تايپوگرافي به قلمرويي مستقل و داراي تعريف، اصول و حتي تاريخچه اي نوين دست يافت. «تايپوگرافي» در حوزه هاي مختلف هنر گرافيك شامل پوستر، طراحي حروف، نشانه و ... حضوري پر رنگ و گاهي هم به عنوان تنها عنصر تصويري غالب هویدا گشت .

 همانطوري كه اشاره شد تايپوگرافي يا «خط نگاري» و «خط نگاره» اثر گرافيكي است كه نوشتار، شاكله اصلي آن را تشكيل مي دهد و در واقع، كيفيت تركيب اثر به اعتبار نوشتار و حروف ايجاد مي‌شود. طراحي و ابداع شيوه‌هاي جديد نگارش و نحوه ي كاربري هاي آنها از ديگر عملكرد هاي تايپوگرافي،است. از طرفي ديگر شايد هدف اصلي تايپوگرافي، سرعت بخشيدن به ارسال هر چه سريع تر پيام و برقراري ارتباط به صورت «زبان تصويري» نسبت به نوشتاري عادي باشد.

 در دنياي امروز انسان‌ها بيش از هر عصر ديگر- علي‌رغم فاصله‌هاي بسيار زياد مكاني، با هم‌ديگر در ارتباط هستند. اين ارتباط گاهي در كمترين زمان ممكن صورت مي‌گيرد و شايد به همين دليل عصر حاضر را «عصر ارتباطات» ناميده‌اند. در اين ارتباط تنگاتنگ، ديگر نوشتار ها و زبان‌هاي سنتي و حتي تخصصي، توانايي گنجايش وسيع و سريع آن را ندارند. در چنين وضعيتي شايد بيش از همه عناصز بصري مي‌توانند كارآمد باشند.

 اگر در گذشته «تايپوگرافي» طراحي حروف يا فن مكانيكي چيدن كلمات روي صفحه بود كه با استفاده از حروف چوبي ويا سربي براي انتقال مفاهيمي به مدد كلمات ارائه می شد اما امروز این هنر ، با جرأت و جسارت طراحان پيشرو و به مدد فن غول‌آساي چاپ و كامپيوتر و ... به مقوله‌يي بسيار پيچيده، ظريف و نافذ تبديل شده است كه در بسياري از ابعاد زندگي بشر نفوذ كرده است. اکنون این شاخه از هنر گرافیک در طراحی روزنامه‌ها و نشريات، تلويزيون، صفحات وب، تبليغات تجاري، بسته‌بندي كالاها، تابلو و ويترين فروشگاه‌ها، حتي معماري و آرايش فضا و طراحي پارك‌ها گرفته تا اشياي پيرامون و لوازم شخصي و البسه، حضوری ملموس دارد .

 خط و خط نگاري در هنر ايران به دليل زيبايي‌شناسي و ويژگي‌هاي كاربردي خاص آن، در همه ي شاخه هاي هنر هاي تجسمي به ويژه در هنر گرافيك جايگاهي ممتاز دارد. تنوع فراوان حروف و ساختار هندسي نظام‌مند آن، به طراحان گرافيك امكان تجربه‌هاي شخصي و ميدان وسيعي در تغييرات و تركيب حروف براي رسيدن به نمونه‌هاي جديد مهيا مي كند.

 به نظر مي‌رسد كه مفهوم تايپوگرافي در ايران مورد بررسي و تعريف جامع اي قرار نگرفته است. در حالي كه مي‌توان گفت هنر ايران سهم مهمي در خلق آثار خط نگاري و خط نگاره در طول تاريخ دارد. البته در پيشينه‌ي خوشنويسي و خط نگاري ايران نمونه‌هايي از تلاش فوق را مي‌توانيم در دوران مختلف به وفور شاهد باشيم. تلاشي كه در طول تاريخ خوشنويسي ايراني، براي ابداع شكل هاي نوين و كشف ظرفيتهاي بصري نوشتار انجام گرفته و در آن خط و نقش به گونه‌اي همساز درهم مي‌آميزند و خط تبديل به تصوير «خط نگاره» مي‌گردد، قابل چشم پوشي نيست. ولي بايد به اين نكته توجه داشت و آن اين واقعيت است كه اين حوزه امروز نياز به بازسازي و بازنگري مجدد دارد.

 در طراحي خط نگاري و خط نگاره ملحوظ کردن مواردی ضروری به نظر می رسد . استفاده از حوزه هاي گسترده فن‌آوري الكترونيكي و امكانات رايانه‌اي و توجه به تغيير و تحولاتي که در روند طراحي ايجاد شده از این جمله است . بعلاوه هر اثر هنري احساس خاصي را به مخاطب انتقال مي‌دهد که بخشي از اين احساس‌ها بازتاب هويت فرهنگي است . بنابراين بيش از هرچیز طراح ‌بايستي نسبت به فرهنگ مخاطبين اثر خود شناخت و توجه داشته باشد.

 امروزه دوران جديدي در طراحي گرافيك فرا رسيده و همه چيز در حال كامپيوتري شدن است ولي خوشبختانه علاقه به هنر خوشنويسي در بين هنرمندان جوان در حال احياست. بی تردید با شناخت اصول و مبادي اين هنر و با استفاده درست از فنآوري روز، خلاقيت در ارائه آثار به طرز شگفت آوري شكوفا می شود.

 همان گونه كه پيشتر اشاره شد حضور تايپوگرافي در بسياري از شاخه هاي هنر گرافيك مثل طراحي پوستر، طراحي حروف، نشانه، آگهي، روي جلد كتاب، نشريات و ... بسيار ملموس است .

 در پايان فراموش نكنيم دشوارترين بخش هنر تايپوگرافي، ايجاد فضايي تصويري به وسيله‌ي حروف و كلمات است كه بتواند مخاطب را به روح اصلي موضوع اثر نزديك كند. با تأكيدي مجدد، با شناخت ملاك‌هاي زيبايي‌شناسي و با فهم صحيح از هنر ايراني خصوصاً هنر خوشنويسي، مي توان آن را از تايپوگرافي غربي متمايز ‌ساخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 17:41  توسط noric  | 

 ................پـوستـر................ 
در قرن نوزدهم در اروپا همراه با رشد صنعت و فن آوري هاي جديد ،عرصه براي ظهور هنر گرافيك باز شد.در سه دهه آخر اين قرن، بر اثر تحولات تصويرگري و پيوند نزديكي كه بين هنر چاپ و نقاشي بر قرار شده بود،پديده تازه اي به نام ”پوستر“، آفيش“ يا ”پلاكات“ به وجود آمد.
سرچشمه هاي پوستر را، همچون مصورسازي، در گذشته هاي دور مي توان جستجو كرد. به يك معنا، نقوش بر جسته آشوري ، ايراني و رومي، نوعي پوستر بوده اند، زيرا رويدادهايي را به روايت تصوير، توصيف مي كردند كه در واقع تبليغي براي دستگاه حاكمه بود. به علاوه در مصر و رم باستان ساختن آگهي هاي همگاني يا اعلاميه هاي ديواري معمول بوده است. يكي از قديمي ترين آگهي هايي كه كشف شده، پاپيروسي است كه پاداش براي باز گرداندن يك برده فراري در مصر اعلام كرده. آگهي هايي نيز از قرون وسطي باقي مانده كه روي پوست نوشته مي شد، حتي بعضي از اينها داراي تصوير نيز بود.
آگهي هاي همگاني چاپي از اواخر قرن پانزدهم ميلادي ظاهر شد. از قرن شانزدهم به بعد نمونه هايي از آگهي هاي چاپي كه اغلب متشكل از حروف چاپي بودند رايج گشت اما فن چاپ مي بايست مراحل پيشرفته تري را طي كند تا امكان پيدايش پوستر مصور رنگي فراهم گردد. همان طور كه قبلا اشاره نموديم ابداع روش ليتوگرافي نقش مهمي را در گسترش چاپ رنگي سريع و ارزان ايفا كرد. البته فن چاپ رنگي و گسترش آن به تنهايي در پيدايش هنر پوستر سازي موثر نبود، بلكه زندگي در شهرهاي بزرگ و صنعتي كه نوع جديدي از ارتباطات همگاني را كه زاييده پيچيدگي زندگي مدرن شهري بود به همراه خود آورد عامل اصلي بود.
يكي از نمونه هاي پوستر اين دوره كاري است از «ادوارمانه» براي كتاب”گربه ها“. اين پوستر و ساير پوستر هاي اين دوره،تنها با رنگ سياه چاپ مي شدند در واقع تك رنگ بودند.
پوستر رنگي مصور،با نام هنرمندي فرانسوي به نام ”ژول شره“ آغاز مي گردد.”شره“ با نقاشان امپر سيونيست آشنايي داشت و در كار خود از رنگهاي درخشان آثار آنان بهره فراوان برد.چاپ حكاكي، با نقطه كاري، قلم زني روي فلز و غيره،روشهايي بودند كه با بهره گيري از آنها توانست به انواع قابل ملاحظه اي از رنگها و طرحها دست يابند.
در مبحث پوستر نمي توان از نام ”هانري تولوزلوترك“ صرف نظر نمود. وي نقاشي فرانسوي است كه در دهه آخر قرن نوزدهم در حوزه هنر پوستر خود نمايي كرد. آثار او بر اساس قدرت وي در طراحي و تسلطش بر ليتوگرافي بنا گرديده است.
پوستر يكي از صورت هاي گرافيكي است كه بيشتر براي اطلاع رساني مورد استفاده قرار مي گيرد .چرا كه در مواقع تصوير ثابتي است كه در يك صفحه طراحي مي گردد و معمولا در يك جاي ثابت نصب شده و براي اين كه شعر يا قطعه ادبي را به پوستر تبديل كنند مورد استفاده قرار مي گيرد .
نوع ديگر آن است كه پوستر براي تبليغ چيزي خاص مورد استفاده قرار بگيرد .به عنوان مثال مفهوم شعري در جهت بيان يك مسئله سياسي، اجتماعي يا حتي تجاري به كار رود و پوستر بر اساس مفهوم آن شعر شكل بگيرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 1:20  توسط noric  | 

کتاب سال گرافیک دانشجو

برای فرستادن آثار و کسب اطلاعات بیشتر به این سایت مراجعه کنید

http://www.rasm.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 10:21  توسط noric  |